السيد الخميني

212

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

و « تفكر » اعمال فكر است . و آن عبارت است از ترتيب امور معلومه براى به دست آوردن نتايج مجهوله « 1 » . و آن اعم است از تفكرى كه از مقامات سالكين است ؛ زيرا كه آن را خواجهء انصارى « 2 » چنين تعريف فرموده : « اعْلَمْ أَنَّ التَّفَكُّرَ تَلَمُّسُ البَصيرَةِ لاسْتِدْراكِ البُغْيَةِ » « 3 » . يعنى : « بدان‌كه تفكر عبارت است از جستجو نمودن بصيرت قلب و چشمِ ملكوتْ مطلوب خود را براى ادراك آن » . و معلوم است مطلوبات قلوبْ معارف است . و از اين جهت در اين حديث شريف نيز مقصود از « تفكر » ، معنى خاص راجع به قلوب و حيات آنهاست . و « قلب » را اطلاقات بسيار و اصطلاحات بىشمارى است . پيش اطباء و عامهء مردم اطلاق شود بر پارچهء گوشت صنوبرى كه با قبض و بسط آن خون در شريان‌ها جريان پيدا كند ، و در آن توليد روح حيوانى ، كه بخار لطيفى است ، گردد . و پيش حكما به بعضى مقامات نفس اطلاق شود . و اصحاب عرفان براى آن مقامات و مراتبى قائل‌اند كه غور در بيان اصطلاحات آنها خارج از وظيفه است . و در قرآن كريم و احاديث شريفه ، در مقامات مختلفه ، به هر يك از معانى متداوله بين عامه و خاصه اطلاق شده است ؛ چنانچه إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ « 4 » به معناى متعارف پيش اطباء ، و لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها « 5 » به معنى متداول در ألسنهء حكما ، و إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ « 6 » بر طبق اصطلاح عرفا جريان يافته . و در حديث شريف به مناسبت « تفكر » مقصود معنى متداول پيش حكماست . و امّا « قلب » به اصطلاح عرفا با

--> ( 1 ) - ر . ك : الإشارات و التنبيهات ، شرح محقّق طوسى ، ج 1 ، ص 10 ؛ شرح المنظومة ، ج 1 ، ص 84 . ( 2 ) - خواجه عبداللَّه بن محمد انصارى هروى ( 396 - / 481 ) از محدثين و عرفاى بزرگ است كه به شيخ‌ابوالحسن خرقانى ارادت داشته و پس از وى جانشين او گرديد . از آثار اوست : منازل السائرين ، زاد العارفين ، رساله دل و جان . ( 3 ) - منازل السائرين ، ص 41 ، « باب التفكر » ؛ شرح منازل السائرين ، كاشانى ، ص 60 . ( 4 ) - « و آنها را از روز قيامت بيم ده زمانى كه جان‌ها به گلو رسد » . ( غافر ( 40 ) : 18 ) ( 5 ) - « دل‌هايى دارند كه با آنها ( چيزى ) نمىفهمند » . ( الأعراف ( 7 ) : 179 ) ( 6 ) - « در اين تذكرى است براى آن كس كه عقل دارد ، يا گوش دل فرا دهد در حالى كه حاضر باشد » . ( ق ( 50 ) : 37 )